معنی هجهج
6 بازدید
[ هَ هَ ] (ع اِ) زمین درشت خشکسال رسیده. (منتهی الارب). و عبارت اللسان چنین است: الارض الصلبة الجدبة التی لانبات بها. (از اقرب الموارد). ج، هجاهج. (اقرب الموارد). || کلمه ای است که گوسپندان را زجر کنند به وی. (منتهی الارب). در صورت مبنی بودن بر سکون، زجر است برای غنم. (اقرب الموارد). رجوع به هجاهج شود.[ هُ جَ هِ ] (ع اِ) قچقار. || آب نوشیده و خورده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «هجهج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هج» برای سرودن شعر