معنی هبهب
5 بازدید
[ هَ هَ ] (ع ص) گرگ سبک تیزرفتار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). اخطل گوید: علی انها تهدی المطی اذا عوی من اللیل، ممشوق الذراعین هبهب. (از لسان العرب). || شتر سبک تیزرو. (معجم متن اللغة) (لسان العرب). || تیزرو. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، هَباهِب. (ناظم الاطباء).[ هَ هَ ] (اِخ) نام وادی ای است از جهنم که جایگاه جباران و ستمگران است. (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «هبهب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هب» برای سرودن شعر