معنی هبهاب
6 بازدید
[ هَ ] (ع ص) تیزرو. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). ج، هَباهیب. (ناظم الاطباء). || نیک بانگ و فریاد کننده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بانگ و فریاد کننده. (اقرب الموارد). || (اِ) سراب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). کوراب. (مهذب الاسماء). || بازیی است مر کودکان را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). بازی است مر کودکان تازی را. (ناظم الاطباء). بازی است مر کودکان عراق را. (لسان العرب).
کلمات همقافیه با «هبهاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر