معنی نیک‌خو

معنی نیک‌خو

5 بازدید
(ص مرکب) خوش طبع. بامروت. نرم دل. خوش نفس. خوش ذات. خوش اخلاق. (ناظم الاطباء). نیک خوی. خوش خوی. خوش رفتار. نیکوطینت. نیک خلق. مهربان : خردمند گفتا به شاه زمین که ای نیک خو شاه باآفرین.دقیقی. دل مردم با خرد بآرزو بدین گونه آویزد ای نیک خو.فردوسی. جهاندار بادانش و نیک خو است ولیکن مرا چهر زال آرزو است.فردوسی. جفاپیشه گشت آن دل نیک خو پراندیشه شد رزم کرد آرزو.فردوسی. نیک خوتر ز او همانا در جهان یک شاه نیست خوی نیکو بهتر از شاهی و ملک بی کران. فرخی. مردم از نیک نیک خو گردد یار چون بد بود چنو گردد.سنائی. اگر خواجه با دشمنان نیک خوست بسی برنیاید که گردند دوست.سعدی. زن که مستور و نیک خو باشد نیست عیب ارنه خوب رو باشد.مکتبی.

کلمات هم‌قافیه با «نیک‌خو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید