معنی نیمکاسه
5 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ مرکب) نوعی از کاسه و قدح چوبین گنبدنما. (آنندراج). قحف. (مهذب الاسماء). نصفی. پیالهٔ خرد را جام نام است و کلان را کاسه و متوسط را نیم کاسه. (خان آرزو از فرهنگ فارسی معین). ظرفی به شکل پیاله و کاسه که از کاسه کوچکتر و از پیاله بزرگتر است. - نیم کاسه زیر کاسه داشتن (بودن)؛ کنایه از مکر و حیله. (غیاث اللغات) (از مصطلحات). تعبیه کردن چیزی از راه فریب در چیزی. (آنندراج). کنایه از اینکه قضیه غیر از صورت ظاهر، محتوی و موضوع دیگری در معنی دارد. رمزی و رازی در کار بودن : یک دم سر من از سر زانو جدا نشد اینجا به زیر کاسه بود نیم کاسه ای . میر برهان (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نیمکاسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر