معنی نیمکافر
4 بازدید
[ فِ ] (ص مرکب) که به دین ایمان درستی ندارد. که اسلامش تمام و قلبی نیست : با خود گفتم این چنین مرداری نیم کافری [ افشین ] بر من چنین استخفاف می کند. (تاریخ بیهقی ص ۱۷۲). گفت این سگ ناخویشتن شناس نیم کافر بوالحسن افشین... از حد اندازه افزون بنواختیم. (تاریخ بیهقی ص ۱۶۹).
کلمات همقافیه با «نیمکافر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر