معنی نیمکاری
5 بازدید
(حامص مرکب) مزدوری. (فرهنگ فارسی معین): در از لعلش به درج تنگ باری مه از رویش به شغل نیم کاری. امیرخسرو (از انجمن آرا). || شاگردی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نیمکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر