معنی نیمته
4 بازدید
[ تَ هْ ] (ص مرکب) نصف بار. تقسیم شده به دو. (ناظم الاطباء). نیم تاه. نصف شده. تقسیم شده به دو بخش. (فرهنگ فارسی معین). - نیم ته کردن؛ تقسیم کردن. به دو نصف کردن. (ناظم الاطباء). - || از کمر گرفته انداختن. (غیاث اللغات). از کمر گرفته دوتاه کردن کسی را. (آنندراج): یکی نیم ته کرده قصاب وار بسی قوچ جنگی در آن کارزار. هاتفی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نیمته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر