معنی نیمتن
5 بازدید
[ تَ ] (اِ مرکب) نیم تنه. آرخالق. (برهان قاطع). جامهٔ دامن و آستین کوتاه که نیم تنه نیز گویند و به کنایه و مجاز لنگ را نیز گویند. (از رشیدی). جامه ای باشد کوتاه مر زنان را. (از جهانگیری). رجوع به نیم تنه شود: نیم تنی تا سر زانوش هست ازپی آن بر سر زانو نشست.نظامی.
کلمات همقافیه با «نیمتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر