معنی نیمتاج
3 بازدید
(اِ مرکب) نوعی از آرایش که به سر عروس می گذارند. (ناظم الاطباء). تاج کوچک مرصع به جواهر. جقه. تاجی که از دیبا بافند و به جواهر مرصع سازند. (از غیاث اللغات) (آنندراج) (از فرهنگ فارسی معین): جامه ای دارد ز لعل و نیم تاجی از حباب عقل و دانش برد و شد تا ایمن از وی نغنوید. حافظ (دیوان چ قزوینی -غنی ص ۳۶۷). مرصع نیم تاجی بر سرش بود که ماه نو کلاه زرگرش بود. ناظم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نیمتاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر