معنی نیمة
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) خوابیدگی. هیأت خواب. (منتهی الارب). اسم است از نوم. (از متن اللغة). گویند: فلان حسن النیمة. || قوت شبانه. (ناظم الاطباء). قوت یک شبه. گویند: ما له نیمة لیلة. (از متن اللغة) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر