معنی نیشغولی
7 بازدید
[ شِ ] (ص نسبی) وهمی. خرافی. موهوم. افسانه ای: اندیشه های نیش غولی؛ موهومات. (یادداشت مؤلف). || ایراد نیش غولی؛ ایراد نامربوط. اعتراض بیهوده. (فرهنگ فارسی معین). ایرادی نابه جا و ناوارد که صرفاً به قصد لجبازی و عیب جوئی طرح کنند.
کلمات همقافیه با «نیشغولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر