معنی نیشزن
7 بازدید
[ زَ ] (نف مرکب) آنکه نیش می زند. (ناظم الاطباء). گزنده: قطربوس؛ کژدم سخت نیش زن. (منتهی الارب). || آزاردهنده. درشت و ناهموار: این چنین اسبی تواند برد بیرون مر مرا از چنین وادی بقاعی سنگناگ و نیش زن. منوچهری. || مفسد. فتنه انگیز. (ناظم الاطباء). که سخن نیشدار گوید. || کسی که برمی انگیزد نزاع و خصومت را. || قصه خوان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نیشزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر