معنی نیشدار
7 بازدید
(نف مرکب) صاحب نیش. دارندهٔ نیش. آنکه نیش دارد چون عقرب و مانند آن. (یادداشت مؤلف). گزنده. نیش زن : بیندیش از آن پشّهٔ نیشدار که نمرود را گفت سر پیش دار.نظامی. || ذوناب. آنکه نیش دارد. (فرهنگ فارسی معین). حیوان درنده. || آزارنده. زننده. (یادداشت مؤلف). موهن. اهانت آمیز. (فرهنگ فارسی معین): کنایه یا سخن نیشدار؛ طعنه و سخن ملامت آمیز و دلازاری که به قصد آزردن و توهین کسی ادا شود.
کلمات همقافیه با «نیشدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر