معنی نگاهداری
5 بازدید
[ نِ ] (حامص مرکب) محافظت. پاسبانی. (ناظم الاطباء). حفظ. حراست. نگه داشت. (یادداشت مؤلف). || پرورش. (ناظم الاطباء). مواظبت. (فرهنگ فارسی معین). مراقبت. (ناظم الاطباء). رجوع به نگاه داری کردن و نگه داری کردن شود.
کلمات همقافیه با «نگاهداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر