معنی نکشته
4 بازدید
[ نَ کِ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) کاشته ناشده. ناکاشته. نامزروع. زمینی که زراعت نشده است. بذری که آن را نکاشته اند. || (ق مرکب) بی آنکه زراعت کند: نکشته می درود.
کلمات همقافیه با «نکشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر