معنی نوش کردن

معنی نوش کردن

6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) آشامیدن. نوشیدن : بسش آفرین خواند بر فر و هوش به یادش یکی جام می کرد نوش.فردوسی. جم اندیشه از دل فراموش کرد سه جام می از پیش نان نوش کرد.اسدی. گر ز تلخی قدح می به مثل زهر شود ما به دیدار خداوند جهان نوش کنیم.جبلی. کسی که بادهٔ کین تو نوش خواهد کرد ز شوربختی دردی خورد هم از سر دن. سوزنی. زهر سفر نوش کن اول چو خضر پس برو و چشمهٔ حیوان طلب.خاقانی. به یاد شاه می کردند می نوش نهاده چون غلامان حلقه در گوش.نظامی. نظامی جام وصل آنگه کنی نوش که بر یادش کنی خود را فراموش.نظامی. سماع ارغنونی گوش می کرد شراب ارغوانی نوش می کرد.نظامی. یک قدح می نوش کن بر یاد من گر همی خواهی که بِدْهی داد من.مولوی. یاری آن است که زهر از قبلش نوش کنی نه چو رنجی رسدت یار فراموش کنی. سعدی. خون دل از ساغر جان کرده نوش حلقه شده بر در دردی فروش.خواجو. ای نور چشم من سخنی هست گوش کن تا ساغرت پُر است بنوشان و نوش کن. حافظ. غیر می هرچه کنم نوش وبال است مرا می اگر خون فرشته ست حلال است مرا. طالب (از آنندراج). || به لذت نوشیدن. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به معنی قبلی و شواهد ذیل آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «نوش کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید