معنی نوش دادن
3 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) عسل و شربت دادن، و کنایه از لذت بخشیدن و کام دادن و کامروا و محظوظ و بهره مند گردانیدن : یکی را دهد نوش از شهد و شیر بپوشد به دیبا و خزّ و حریر.فردوسی. روان را همی لعلشان نوش داد بیاورد و یکسر به شیدوش داد.فردوسی. چو مستم کرده ای مستور منشین چو نوشم داده ای زهرم منوشان.حافظ.
کلمات همقافیه با «نوش دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر