معنی نوش خوردن
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) شاد خوردن. به لذت خوردن. (فرهنگ فارسی معین). || نوش جان کردن. نوش کردن : جهان دار و شادی کن و نوش خور می از دست آن ترک سیمین ذقن.فرخی. || شراب نوشیدن : نوش خور شمشیر زن دینار ده ملکت ستان داد کن بیداد کن دشمن فکن مسکین نواز. منوچهری. || نوش خوردن از کسی، از او متنعم شدن و محبت و نوازش دیدن. مقابل نیش خوردن : نیش در آن زن که ز تو نوش خورد پشم در آن کش که تو را پنبه کرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «نوش خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر