معنی نوش شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) گوارا شدن. (یادداشت مؤلف): چند بردارد این هریوه خروش نشود باده بر سماعش نوش.شهید. || نوشیده شدن : مرا چون خروش تو آمد به گوش همه زهر گیتی شدم پاک نوش.فردوسی. به جوی اندرون آب نوش روان شد از این عدل و انصاف نوشیروانی.فرخی.
کلمات همقافیه با «نوش شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر