معنی نوشآباد
4 بازدید
(اِ مرکب) شکرستان. شکرزار. || کنایه از لب معشوق : چو بگرفت از شکر خوردن دل شاه به نوش آباد شیرین شد دگر راه.نظامی.(اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش خاش شهرستان زاهدان، در ۳ هزارگزی شمال خاش و یک هزارگزی شرق راه زاهدان به خاش، در جلگهٔ گرمسیری واقع است و ۱۵۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و لبنیات، شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).(اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ غربی شهرستان رفسنجان، در ۱۲ هزارگزی غرب رفسنجان و ۷ هزارگزی شمال جادهٔ رفسنجان به یزد، در جلگهٔ سردسیری واقع است و ۳۲۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و پسته و پنبه و لبنیات، شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).(اِخ) قصبه ای است از بخش آران شهرستان کاشان، در ۴ هزارگزی مغرب آران در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۵۲۵۰ تن سکنه دارد. آبش از قنات ها، محصولش غلات و پنبه و تنباکو و ابریشم و انار و انجیر و انگور، شغل مردمش زراعت و گله داری و قالی بافی و پارچه بافی است. مزارع نورآباد، علاقه بند، غیاث آباد، معین آباد، محمدآباد، اسحاق آباد، دولت آباد، عبداللََّه آباد، تاج آباد، جلال آباد، میزانق، شجاع آباد، تقی آباد، فیض آباد، شمس آباد، وازجرد، محمدآباد، همایون آباد، کدیش، قوام آباد، احمدآباد، سعدآباد، ابراهیم آباد، فخرآباد، مرزن آباد، هاشم آباد، رحیم آباد، تورین، چاله، یحیی آباد، آب شیرین، قلولو جزو این قصبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «نوشآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر