معنی نمون کردن
6 بازدید
[ نُ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) نمودن. اظهار کردن. بازگفتن. شرح دادن : دبیری را همانگه نزد خود خواند سخن های چو زهر از دل برافشاند ز شهر و با همه شاهان نمون کرد که بی دین چون شد و زنهار چون خورد. فخرالدین اسعد.
کلمات همقافیه با «نمون کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر