معنی نقش برزدن
5 بازدید
[ نَ بَ زَ دَ ] (مص مرکب) حک کردن. ضرب کردن : چنین نقش بندد که چون شاه روم به ملک جهان نقش برزد به موم.نظامی.
کلمات همقافیه با «نقش برزدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر