معنی نقش بردن
5 بازدید
[ نَ بُ دَ ] (مص مرکب) نقش زدودن. صورتی را محو و زایل کردن : بازت ندانم از سر پیمان ما که برد باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد. سعدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نقش بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر