معنی نقریس
5 بازدید
[ نِ ] (ع ص) طبیب حاذق بسیارنظر دقیقه شناس. (منتهی الارب) (از آنندراج). طبیب حاذق ماهر بسیار دقیق. (ناظم الاطباء). بجشک (پزشک) دانا. (مهذب الاسماء). نقرس. (از اقرب الموارد) (آنندراج) (متن اللغة). || رهنمای ماهر. (منتهی الارب). راهنمای ماهر با جودت رای. (ناظم الاطباء). نقرس. (از اقرب الموارد) (متن اللغة). || مرد زیرک. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نقریس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر