معنی نفوه
6 بازدید
[ نُ ] (ع مص) سست و بددل گردیدن بعد قوت و دلیری. (از منتهی الارب) (آنندراج). سست دل گردیدن کسی پس از دلیری. (ناظم الاطباء). سست دل و ترسو شدن. (از اقرب الموارد). || ذلیل و رام گردیدن سپس سختگی و درشتی. (منتهی الارب) (آنندراج). ذلیل شدن شتر بعد از صعوبت آن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نفوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر