معنی نفس کلی
6 بازدید
[ نَ سِ کُ لْ لی ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) هیأت مجموعی نفوس انواع موالید ثلاثه. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به نفس کل و اقانیم ثلاثه شود. || هیأت مدبر عرش را نفس کلیه گویند. (کشاف اصطلاحات الفنون ص ۵۴۶). اخوان الصفا آرند: نفس کلی روح عالم است. (رسائل ج ۲ ص ۱۱۳). و نفس کلی سرانجام به عالم روحانی و محل نورانی خود مراجعت می کند. (رسائل ج ۲ ص ۳۳۳). و نفس کلی صورتی است روحانی که از عقل کلی که خود اول موجودات است فیضان کرده است. (رسائل ج ۳ ص ۲۳۰). اهل ذوق گویند: این عالم از محیط فلک اعلی تا به مرکز تحت الثری یک شخص است که او را عالم کبیر خوانند و نفس کلی او را روانی است که در جسم او یک فعل می کند. (از فرهنگ علوم عقلی ص ۵۹۸). رجوع به نفس کل و اقانیم ثلاثه شود.
کلمات همقافیه با «نفس کلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر