معنی نفس شمردن
5 بازدید
[ نَ فَ شِ / شُ مُ دَ ] (مص مرکب) نفس کسی را شمردن؛ حساب دقایق عمر او را داشتن. سخت مراقب و نگران حال و کار او بودن. او را به شدت تحت نظر و مراقبت داشتن. لحظه ای از کار او غفلت نکردن : که گیتی همی بر تو بر بگذرد زمانه نفس را همی بشمرد.فردوسی. || نفس شماردن. رجوع به نفس شماردن شود.
کلمات همقافیه با «نفس شمردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر