معنی نفس شماردن
6 بازدید
[ نَ فَ شُ دَ ] (مص مرکب) لحظات را گرامی داشتن. دم را غنیمت دانستن : دم بی نفس تو برنیارم در خدمت تو نفس شمارم.نظامی. || نفس کسی را شماردن؛ به دقت مراقب حال او بودن. از مریض و رنجور به شدت مراقب حال او بودن. از مریض و رنجور به شدت پرستاری و مراقبت کردن. || نفس های کسی را شماردن؛ او را تحت نظر داشتن. مراقب اعمال و افکار او بودن. مخفیانه در کار او جاسوسی کردن. او را پاییدن.
کلمات همقافیه با «نفس شماردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر