معنی نفد
7 بازدید
[ نَ ] (ع مص) رسیدن به چیزی و درگذشتن از آن . (المنجد). رجوع به نَفذ شود.[ نَ فَ ] (ع مص) نیست و نابود گردیدن و رفتن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). فنا شدن و رفتن. (از متن اللغة). نفاد. (اقرب الموارد) (متن اللغة) (منتهی الارب). نابود شدن و رفتن و منقطع شدن و به پایان رسیدن. گویند: نفد زادالقوم، و نفد الماءُ من البئر، و مانفدت کلمات اللََّه. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نفد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر