معنی نفخه

معنی نفخه

5 بازدید
[ نَ خَ / خِ ] (از ع، اِ) نفخة. یک بار دمیدگی. (از ناظم الاطباء). یک بار دمیدن. (غیاث اللغات). رجوع به نفخة شود. || دم. (یادداشت مؤلف). - تا نفخهٔ صور؛ تا روز قیامت. تا صبح محشر. تا ابد: شب را ز برای زنده ماندن تا نفخهٔ صور همبرآرم.خاقانی. حریفان خلوتسرای الست به یک جرعه تا نفخهٔ صور مست.سعدی. - نفخهٔ روح؛ کنایه از دمی باشد که جبرئیل در آستین مریم مادر حضرت عیسی (ع) دمیده بود. (آنندراج). نفخ روح : ز یک نفخهٔ روح عدلش چو مریم عقیم خزان بکر نیسان نماید.خاقانی. خاک چو مریم از صفت عیسی شش مهه به بر کرده به سان مریمش نفخهٔ روح شوهری. خاقانی. - نفخهٔ صور؛ دم صور. (یادداشت مؤلف). نفخ صور: زنده شد لهو و شادی از پی آنک نعرهٔ رعد نفخهٔ صور است.مسعودسعد. نفس عاشقان و نالهٔ کوس نفخهٔ صور در جهان بگشاد.خاقانی. دشت محرم صحن محشر گشته وز لبیک خلق نفخهٔ صور اندرین پیروزه پنگان دیده اند. خاقانی. من زنده به ذکر دوست باشم دیگر حیوان به نفخهٔ صور.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «نفخه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید