معنی نعمانی
5 بازدید
[ نُ نی ی / نُ ] (ص نسبی) منسوب است به وادی نعمان از اراضی شام. (ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۲۱). || منسوب است به قلعهٔ نعمان در زبید یمن. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۲۱). || منسوب است به شهر نعمان از بلاد حجاز. (ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۲۱).[ نُ نی ی / نُ ] (ص نسبی) منسوب است به نعمانیه که دیهی است در مصر. (ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۲۱). || منسوب است به نعمانیه که موضعی است بین واسط و بغداد در عراق. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۲۱).[ نُ ] (اِخ) (الـ ...) مزیدبن علی بن مزید، مکنی به ابوعلی و معروف به النعمانی شاعر و از اهل نعمانیهٔ عراق است و به سال ۶۱۱ هـ . ق. در آنجا درگذشت. او راست: دیوان شعر. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۱۰۲).[ نُ ] (اِخ) حسن بن خطیر ملقب به ظهیرالدین و معروف به ظهیر نعمانی. رجوع به حسن بن خطیر و نیز رجوع به ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۲۱ شود.[ نُ ] (اِخ) طلحةبن محمد (یا احمد) بن طلحة، مکنی به ابومحمد، از لغویون و شعرای اوایل قرن ششم هجری قمری است و در بدیهه گوئی دستی و با حریری مکاتباتی داشته است و به سال ۵۲۰ هـ . ق. درگذشته است. او راست: اذا نالک الدهر بالحادثات فکن رابطالجأش صعب الشکیمة. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۲۱). رجوع به معجم الادباء ج ۱۲ ص ۲۶ شود.[ نُ ] (اِخ) موسی بن یوسف بن احمد الایوبی الانصاری النعمانی الشافعی، مکنی به ابوایوب و ملقب به شرف الدین قاضی و مورخ دمشقی است. به سال ۹۴۶ هـ . ق. ولادت و به سال ۱۰۰۰ هـ . ق. وفات یافت. او راست: الروض العاطر فی ماتیسر من اخبارالقرن السابع الی ختام القرن العاشر، نزهة الخاطر و بهجة الناظر، خلاصة نزهة الخاطر. رجوع به الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۲۸۸ شود.
کلمات همقافیه با «نعمانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر