معنی نعل انداختن
5 بازدید
[ نَ اَ تَ ] (مص مرکب) نعل افکندن. نعل ریختن. رجوع به نعل افکندن شود. || نعل از سم اسب فروافتادن بر اثر سرعت رفتن : هر کجا نعلی بیندازد براق طبع من آسمان زآن تیغ بران سازد از بهر غزا. خاقانی.
کلمات همقافیه با «نعل انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر