معنی نعل افکندن
5 بازدید
[ نَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از به شتاب و تعجیل رفتن. (از برهان قاطع) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). تعجیل رفتن. (انجمن آرا). دویدن. || نعل ریختن. ماندن اسب از رفتار. (غیاث اللغات): پیش کآن زین به پشت اسب حیات بفکند نعل صید کن حسنات.خاقانی. وقت است که مرکبان انجم هم نعل بیفکنند و هم سم.نظامی. || ناامید شدن. (از آنندراج). کنایه از درماندن و درمانده شدن. (برهان قاطع) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). کنایه از درماندگی و ملال. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نعل افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر