معنی نعره کردن
6 بازدید
[ نَ رَ / رِ کَ دَ ] (مص مرکب) نعره زدن : مست ناز من به سوی صومعه بگذشت دوش دید صوفی جلوهٔ قد نعرهٔ مستانه کرد. نصیرای بدخشانی (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نعره کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر