معنی نعره برخاستن
3 بازدید
[ نَ رَ / رِ بَ تَ ] (مص مرکب) نعره برآمدن. غریو و فغان برخاستن : هم اندرین تاریخ طغرل خویشتن بر عامهٔ شهر زد و نعره برخاست و بیغو به هزیمت شد بی لشکر و بی سلاح. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «نعره برخاستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر