معنی نعایم
6 بازدید
[ نَ یِ ] (ع اِ) نعائم. شترمرغان. جِ نعامة، به معنی شترمرغ : چون زبانی اندر آتش چون سلحفاة اندر آب چون نعایم در بیابان چون بهایم در قرن. منوچهری. هم زحل رنگم چو آهن هم ز آتش حامله وز حریصی چون نعایم آهن و آتش خورم. خاقانی. رجوع به نعائم شود. || (اِخ) منزل بیستم از منازل قمر. نعام. نعائم. رجوع به نعائم شود: نعایم پیش او چون چار خاطب به پیش چار خاطب چار مؤذن.منوچهری. با صادر و وارد نعایم بلده دوسه دست کرده قایم.نظامی.
کلمات همقافیه با «نعایم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر