معنی نصیرالدوله
5 بازدید
[ نَ رُدْ دَ / دُو لَ ] (اِخ) رستم بن شهریاربن قارن مشهور به اصفهبد [ اسپهبد ] ملک الجبال و شاهنشاه غازی و ملقب به نصیرالدوله از امرای آل باوند است، بعد از پدرش اصفهبد حسام الدوله شهریار به پادشاهی مازندران رسید و مدتها با سلطان سنجر سلجوقی کشمکش داشت و سنجر با همهٔ کوشش ها نتوانست بر وی غلبه کند، و بعد از مرگ سنجر از اوضاع آشفتهٔ مملکت ایران استفاده کرد و قلمرو سلطنت خود را تا حدود بسطام و دامغان وسعت داد و تا سال ۵۵۸ هـ . ق. سلطنت کرد. (از تاریخ ادبیات در ایران دکتر صفا ج ۲ ص ۴۸). و نیز رجوع به تاریخ طبرستان ج ۲ ص ۸۶ شود.[ نَ رُدْ دَ / دُو لَ ] (اِخ) محمدبن ابراهیم مکنی به ابوالقاسم. رجوع به آثارالباقیه ص ۱۳۳ و محمدبن ابراهیم شود.[ نَ رُدْ دَ / دُو لَ ] (اِخ) مسعودبن محمود غزنوی، لقب سلطان مسعود غزنوی است. رجوع به تاریخ گزیده ص ۳۹۷ و نیز رجوع به مسعود شود.
کلمات همقافیه با «نصیرالدوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر