معنی نصیرا

معنی نصیرا

5 بازدید
[ نَ ] (اِخ) آخوند درویش نصیرا قزوینی، از شاعران قرن یازدهم است، نصرآبادی آرد: «در اوایل شباب... به قصد تحصیل کمال از قزوین بیرون آمده با درویش طفیل یزدی رفیق شده به سیاحت مشغول شده، رسالهٔ حساب را پیش او خوانده به اصفهان آمده سکنی نموده و در خدمت آخوند مولانا محمد مؤمن تبریزی درس شروع کرده... در علم حساب به مرتبه ای بود که مانند نداشت و در حل معما و لغز هم ربط تمام بهم رسانید... تا در سنهٔ ۱۰۷۹ عازم سفر آخرت شد». او راست در معمای اسم عباس: بس که یادش هست در جان خراب دیده دل هر جانب خود آفتاب. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۵۳۰).
[ نَ ] (اِخ) (ملا...) محمدنصیربن حکیم صدرالدین تنکابنی، به روایت نصرآبادی «طالب علم منقحی است در کمال صلاح و قید، در حال تحریر [ قرن یازدهم ] به اصفهان بود در مسجد لبنان به خدمت ایشان رسیده فیض وافر برده، تخلص نداشت» او راست: بگشای دیده بر رخ فرخ لقای دل بنگر برون ز دنیی و عقبی فضای دل هرچند نام دل به زبانها فتاده است بنما به من یکی که بود آشنای دل دانی که کعبه از چه مطاف خلایق است در هیکل زمین شده گویا بجای دل. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۲۰۱). و نیز رجوع به نگارستان سخن ص ۱۲۳ شود.
[ نَ ] (اِخ) محمد، شهیر به نصیرای همدانی از دانشمندان و شعرای قرن یازدهم است و به روایت نصرآبادی در ریاضی دستی داشته و «قطع نظر از فضیلت، بسیار خوش صحبت و شوخ طبیعت بوده، ... دیوانش هزار و یک بیت است، وفاتش در سنهٔ ۱۰۳۰ اتفاق افتاد». وی بر عروض محمد مؤمن حسینی حاشیه ای بنام «لعل قطبی» نوشته، او راست: به شعر شهرهٔ آفاق گشته ام این است یکی ز جمله غلطهای در جهان مشهور. * نگاه گرم تو روی سخن بمن دارد که چشم پر سخنت با دلم سخن دارد. * بهر راحت نزدم بخیه به زخم تن خویش دوختم سینه که بار دگرش چاک کنم. رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۱۶۶ و آتشکدهٔ آذر ص ۲۷۳ و نگارستان سخن ص ۱۲۲ و فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار ج ۲ ص ۴۴۳ و ریحانة الادب ج ۴ ص ۲۰۰ و روز روشن ص ۶۹۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «نصیرا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «را» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید