معنی نشوز

معنی نشوز

5 بازدید
[ نُ ] (ع مص) ناسازگاری کردن زن با شوهر. (غیاث اللغات). ناسازواری کردن زن با شوی و در خشم آوردن. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). ناسازواری کردن شوهر با زن یا زن با شوهر. (دهار) (از زوزنی). ناساختن زن با شوهر و یا شوهر با زن. (تاج المصادر بیهقی). عصیان کردن زن نسبت به شوهر و به خشم آوردن شوی را. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). فهی: ناشز. (اقرب الموارد). || ناسازگاری میان زن و شوهر. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۹۹). کراهت داشتن زن و شوی هر یک از دیگری. (از اقرب الموارد). || از طاعت مرد خارج شدن زن. (از معجم متن اللغة). || ترک کردن مرد زن خود را. (از ناظم الاطباء). || در اصطلاح فقه. نشوز: عدم قیام زوج یا زوجه به وظایف زناشوئی نسبت به دیگری. نشوز مرد؛ یعنی خودداری از همخوابگی او با زوجه در هر یک شب از چهار شب و امتناع از دادن نفقه، به زن حق می دهد که او را به وسیلهٔ حاکم اجبار به قیام به وظایف مزبوره نماید. نشوز زن؛ یعنی عدم اطاعت او از زوج، به مرد حق سختگیری و خودداری از دادن نفقه را می دهد. || زدن زن را شوی او و ستم نمودن. (از منتهی الارب) (از آنندراج). زدن مرد زن خود را و بر او ستم نمودن. (از ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). قوله تعالی: {/Bوَ إِنِ اِمْرَأَةٌ خََافَتْ مِنْ بَعْلِهََا نُشُوزاً، أَوْ، إِعْرََاضاً. ۱-۹۴:۱۲۸/}(قرآن ۴/۱۲۸ از منتهی الارب). || برتر نشستن و برتری جستن. (زوزنی). || بلند شدن از جای خود. (از ناظم الاطباء). برخاستن. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). نشز. (ناظم الاطباء): نشز بهم فی الخصومة؛ نهض بهم فیها. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). || برجهیدن قلب از جایش بر اثر رعب. (از معجم متن اللغة). || متورم شدن و برآمدن و زدن رگ بر اثر بیماری یا جز آن. (از معجم متن اللغة). || (اِ) جِ نشز. رجوع به نَشز شود. || جِ نَشَز. رجوع به نَشَز شود.

کلمات هم‌قافیه با «نشوز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید