معنی نشور

معنی نشور

6 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) باد هموار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بادی که بگسترد ابرها را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ج، نُشُر.
[ نُ ] (ع مص) نشر. رجوع به نشَر شود. || زنده شدن. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (آنندراج) (دهار): جز دم داد تو که داد نوید کشتهٔ تیغ ظلم را به نشور.مسعودسعد. || زنده کردن. (منتهی الارب). || ظاهر شدن نبات در زمین. (از معجم متن اللغة). || برگ آوردن درخت. (از المنجد). پیدا شدن برگ درخت. (از معجم متن اللغة). || گشاده و کشیده شدن برگهای درخت. (از المنجد). || رسیدن بهار به زمین و رویانیدن آن را. (المنجد) (از معجم متن اللغة). || (اِ) قیامت. رستاخیز. - روز نشور؛ روز رستاخیز. روز قیامت : تا به هنگام خواندن نامه خجلی نایدت به روز نشور.ناصرخسرو. - شور نشور؛ غوغای قیامت. - صبح نشور؛ صبح روز قیامت. (غیاث اللغات). روز رستخیز. (منتهی الارب) (آنندراج). - یوم النشور؛ روز نشور. روز قیامت.
[ نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان ژاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج در ۴۲ هزارگزی شمال کامیاران و ۴ هزارگزی مغرب راه کرمانشاه به سنندج در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۳۸۲ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ محلی و چشمه، محصولش غلات و لبنیات و انواع میوه ها، شغل اهالی زراعت و باغبانی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «نشور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید