معنی نشئة
7 بازدید
[ نَ ءَ / ءِ ] (از ع، اِ) نشأة. || حالت کیف آمیخته به رخوتی که بر اثر استعمال تریاک و امثال آن در شخص استعمال کنندهٔ مخدّرات پیدا شود. رجوع به نشأة و نشوة شود: هر کس به نشئه ای تاخت با نشئه کار خود ساخت منهم زدم به وافور پک بی شمار و بی مرّ. ایرج.[ نَ ءَ / ءِ ] (از ع، اِ) حالت سرور و فرحی که از خوردن مسکرات پدید می آید. (ناظم الاطباء). رجوع به نشأه و نشوه شود. || آفرینش. (ناظم الاطباء). - آن نشئه؛ قیامت. (ناظم الاطباء). - این نشئه؛ این جهان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نشئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر