معنی نسوع

معنی نسوع

6 بازدید
[ نُ ] (ع مص) واشدن و سست شدن گوشت بن دندان. (تاج المصادر بیهقی). دروا شدن گوشت بن دندان از دندان و فروهشته و سست گردیدن. (منتهی الارب). نسع. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || بیرون افتادن و برآمدن هر ثنیهٔ کسی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). نسع. (اقرب الموارد). || رفتن. (از منتهی الارب). ذهاب. نسع. (المنجد) (اقرب الموارد). || خمیدن پشت یا دندان یا شکم کسی و مایل گردیدن. (از منتهی الارب). نسع. (منتهی الارب). || (اِ) طول. (المنجد) (اقرب الموارد). درازی. (منتهی الارب). || جِ نِسْع. رجوع به نِسْع شود.

کلمات هم‌قافیه با «نسوع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید