معنی نزدیک گشتن
6 بازدید
[ نَ گَ تَ ] (مص مرکب) نزدیک شدن. || نزدیکی کردن. هم بستر شدن : و آدم چون خواستی که به حوا نزدیک گردد طهارت کردی و عطر به کار بردی. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «نزدیک گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر