معنی نزدیک کردن
6 بازدید
[ نَ کَ دَ ] (مص مرکب) تقریب. ادناء. استدناء. پیش آوردن : گوش را نزدیک کن کآن دور نیست لیک نقل آن به تو دستور نیست.مولوی. || تقرب دادن : باید که جَلد باشی اندر کارها که من آگاهم از طاعت و تو را نزدیک کنم و برکشم و نیکوئی فرمایم. (ترجمهٔ طبری بلعمی).
کلمات همقافیه با «نزدیک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر