معنی ندیدنی
4 بازدید
[ نَ دی دَ ] (ص لیاقت) غیرقابل رؤیت. که نتوان دیدش. که به چشم نیاید. نامرئی. لایری. ناپدید. || که درخور دیدن نیست. که لایق دیدن و تماشا نیست. که تعریف و تماشائی ندارد. که دیدنش باب طبع و پسند خاطر و مورد رغبت نیست. مقابل دیدنی به معنی تماشائی و جالب و زیبا: یک دیدن از برای ندیدن بود ضرور هرچند روی مردم دنیا ندیدنی است.صائب.
کلمات همقافیه با «ندیدنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر