معنی ندیدن
5 بازدید
[ نَ دی دَ ] (مص منفی) نادیدن. مقابل دیدن. رجوع به دیدن شود: یک دیدن از برای ندیدن بود ضرور هرچند روی مردم دنیا ندیدنی است.صائب.
کلمات همقافیه با «ندیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر