معنی نداء
6 بازدید
[ نِ ] (ع اِ) بانگ. (مجمل). صوت. آواز. صوت مجرد. مجرد آواز. نُداء. (المنجد). || دعاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (المنجد). نُداء. (المنجد). || اذان. (یادداشت مؤلف). - حرف نداء. رجوع به حروف و حرف ندا شود. - نداء غیبی (غیب)؛ آواز که نبی یا ولیی شنود از غیب. (یادداشت مؤلف). || (مص) کسی را خواندن. (از ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۹۸) (زوزنی). مناداة. (زوزنی) (المنجد). آواز دادن. آواز کردن. صدا زدن. بانگ دادن. (اقرب الموارد). مناداة. (منتهی الارب). || با کسی در انجمن نشستن. || پیشی جستن بر کسی در مفاخره. غلبه کردن بر کسی در تفاخر. || آواز دادن کسی را. || آشکار کردن راز را. || دیدن و دانستن چیزی. (از المنجد). در تمام معانی رجوع به مناداة شود.[ نُ ] (ع اِ) دعا. نِداء. || صوت. آواز. نِداء . (المنجد). رجوع به نِداء شود.
کلمات همقافیه با «نداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر