معنی ندأة
6 بازدید
[ نُ ءَ ] (ع اِ) کمان رستم. (منتهی الارب) (آنندراج). قوس قزح. (مهذب الاسماء). || پاره ای از گیاه متفرق و پریشان. (منتهی الارب) (از المنجد) (آنندراج). ج، ندء. || طریقی و خطی که در گوشت خلاف رنگ آن پیدا گردد. (آنندراج) (منتهی الارب). || آنچه بالای ناف اسب است. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || دُرْجة، و آن خرقه ای است که در کس شترماده چند روز گذارند و چشم آن بسته دارند و بعد از آن برآورده بچهٔ دیگر را بدان بیالایند، پس شترماده آن بچه را می بوید و مهربان گردد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ذیل اقرب الموارد).[ نَ / نُ ءَ ] (ع اِ) ندی. (المنجد). سرخی ابر وقت غروب آفتاب یا طلوع آن. || هالهٔ پیرامون ماه. || دارهٔ آفتاب. (منتهی الارب). || کثرت مال و مواشی. (المنجد). بسیاری مال. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ندأة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أة» برای سرودن شعر