معنی ندء

معنی ندء

6 بازدید
[ نُ دَءْ ] (ع اِ) جِ نُدأة. رجوع به ندأة شود.
[ نَ دْءْ ] (ع مص) ناپسند داشتن چیزی را. و صواب آن بَذْء است. (منتهی الارب). رجوع به بَذْء شود. || بر آتش انداختن گوشت را یا فروپوشیدن گوشت را در آتش. (منتهی الارب). در آتش انداختن یا در زیر آتش کردن گوشت را. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گوشت بر آتش افکندن. (صراح). || کوماج نهادن در ریگ و خاکستر. (منتهی الارب) (صراح). || نَدَأَ المَلّةَ؛ عملها. (اقرب الموارد). گودال ساختن در خاکستر گرم جهت پختن. (از ناظم الاطباء). || برآمدن. آشکار شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ترسانیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || بر زمین زدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «ندء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید