معنی ندء
6 بازدید
[ نُ دَءْ ] (ع اِ) جِ نُدأة. رجوع به ندأة شود.[ نَ دْءْ ] (ع مص) ناپسند داشتن چیزی را. و صواب آن بَذْء است. (منتهی الارب). رجوع به بَذْء شود. || بر آتش انداختن گوشت را یا فروپوشیدن گوشت را در آتش. (منتهی الارب). در آتش انداختن یا در زیر آتش کردن گوشت را. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گوشت بر آتش افکندن. (صراح). || کوماج نهادن در ریگ و خاکستر. (منتهی الارب) (صراح). || نَدَأَ المَلّةَ؛ عملها. (اقرب الموارد). گودال ساختن در خاکستر گرم جهت پختن. (از ناظم الاطباء). || برآمدن. آشکار شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ترسانیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || بر زمین زدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ندء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دء» برای سرودن شعر